السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)
137
قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)
پيامبر خدا هر آينه شهرهاى ما دچار قحطى شده ، تو از خداوند بخواه كه باران بر ما ببارد ، او نماز خواند و براى آنها دعا كرد و فرمود : برگرديد كه به تحقيق باران بر شما خواهد باريد ، در اين موقع آنها گفتند : اى پيامبر خدا ما چيز عجيبى در خانهء تو ديديم ، زنى سپيد موى و يك چشم كه در بارهء تو فلان سخن را گفت ، هود فرمود : او همسر من است و من از خداوند طول عمر او را مىخواهم ، آنها گفتند : چگونه چنين چيزى ممكن است ؟ هود فرمود : خداوند براى هر مؤمنى دشمنى آفريده كه وى را آزار مىدهد و اين زن دشمن من است و مسلّما دشمنى كه در اختيار انسان باشد ، بهتر است از دشمنى كه انسان در اختيار او باشد ! سپس هود به دعوت آنها ادامه داد و برايشان دعا كرد تا دوباره سرزمينهايشان سبز و خرّم شد و در همين رابطه خداى متعال از قول هود مىفرمايد : ( اى قوم من از پروردگارتان آمرزش بخواهيد و بسوى او باز گرديد تا آسمان پشت سر هم بر شما ببارد و به قوّت شما بيافزايد و هرگز با حالت گنهكارى اعراض نكنيد [ 1 ] ) و آنها در جواب گفتند : ( اى هود براى ما دليل و بيّنه نياوردى و ما به محض سخن تو آلههء خود را ترك نمىكنيم و ما به تو ايمان نمىآوريم [ 2 ] ) . و زمانى كه ايمان نياوردند خداوند بادى شديد و سرد بسوى آنها فرستاد كه آن را در سورهء قمر چنين توصيف مىكند ، ( عاد تكذيب كردند ، پس عذاب و انذار من چگونه بود ، ما سوى آنها در روزى شوم و مستمر بادى سرد و شديد گسيل نموديم ) و در سورهء حاقّه مىفرمايد : ( و امّا عاد با بادى سرد و شديد هلاك شدند كه ما آن را 7 شب و 8 روز نحس بر آنها مسلّط نموديم ) گفته شده كه در آن هشت روز و هفت شب قمر در برج زحل بود و اين نشانهء نحوست است . و از امام باقر ( ع ) نقل شده كه فرمود : آن باد عقيم از زير زمين هفتم خارج شد و هنگام غضب الهى فقط بر قوم عاد وزيد و خداوند ملائكه نگهبان و خازن آن را امر نمود كه تنها به قدر يك انگشتر منفذى ايجاد كنند ، آنگاه به اندازهء اندكى از آن باد وزيدن گرفت و با اين همه آن خازنان از شدّت وزش اين باد به خداوند شكايت كردند و گفتند : اى پروردگار ما اين باد بر ما نيز مىوزد و ما بيم داريم كه مردمى كه تو
--> [ 1 ] سوره هود ، آيه 52 . [ 2 ] سوره هود ، آيه 53 .